|
|
|
|
زينالدين زيدان با نام كامل زينالدين يزيد زيدان فرزند دوم خانوادهاي پنج نفره و الجزايري بود كه در بيست و سوم ژوئن 1973 در مارسي فرانسه متولد شد. پدر او براساس نوشتههاي مطبوعات الجزاير يك آزاديخواه مبارز با استعمار فرانسه بود، هرچند كه خود زيدان بعدها اين مساله را رد كرد و گفت: «پدرش هيچگاه فعاليتهاي سياسي نداشته است.» ، اما به هر حال زيدان در سالهاي اخير آرامآرام رو به تنزل داشت و فوتبالدوستان جهان هم تقريبائ در حال تمرين خداحافظي كردن با او بودند، اما فرانسه كه در خطر حذف در مرحلهء مقدماتي مسابقات قرار داشت از زيدان- و ساير بازيكنان نامدار اما پا به سن گذاشته، كه اعلام كرده بودند از تيم ملي كنارهگيري ميكنند - خواست تا به تيم ملي بازگردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حافظ سینه ام زاتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:36 توسط تاریخ دوست
|
|
||
|
|
|
|
یک کتاب جدید مدعی است که مدارک قاطعی در مورد یک جرم تکنولوژیکی تاریخی دارد مبنی بر اینکه الکساندر گراهام بل ایده ی تلفن را از رقیب خود، الیشا گری دزدیده است.
به گزارش الکترونیوز و به نقل از اسوشیتد پرس، خبرنگاری به نام ست شولمن در کتاب "بازی تلفن : پیگیری راز الکساندر گراهام بل" بر روی این موضوع بحث می کند که بل با کمک برخی از وکلای زبردست و یکی از مسئولین فاسد ثبت اختراع، توانست به افتخار ثبت اختراعی نائل آید که گری به آن دست یافته بود و بل با زود تر پر کردن اسناد مربوطه و با غلط های بسیار توانسته بود آن را به خود نسبت دهد. به عقیده ی شولمن، مهمترین مدرک این جرم در دفترچه ی یادداشت آزمایشگاه بل می باشد که خانواده ی او از دسترسی به آن تا سال 1976 ممانعت می کردند و پس از آن این سند دیجیتالی شده و در سال 1999 در اختیار عموم قرار گرفت. این دفترچه بصورت کاملا دقیقی ناکامی هایی را که بل و دستیارش توماس واتسون در تلاش های خود برای ارسال صدا بصورت الکترومغناطیسی از طریق سیم برخورد کرده بودند، بیان می دارد. 12 روز پس از درخواست پتنت توسط بل در سال 1876، هنگامی که او برای پاسخگوئی به سوالات مطرح شده در مورد طرح خود به واشنگتن رفت، ناگهان تلاش کرد نوع دیگری از ارسال کننده ی صدا را ارائه دهد. این نوع جدید همانی بود که منجر به موفقیت طرح شد. همان طوری که بل آن روش جدید را توصیف می کرد، دیاگرامی از یک فرد را در حال صحبت با یک دستگاه کشید. اسناد پتنت گری، که تکنیک مشابهی را توصیف می کرد، نیز یک دیاگرام بسیار شبیه به آن را نشان می داد. این کتاب جدید که وعده داده شده است تا 7 ژانویه ی 2008 عرضه شود، موارد دیگری را بر می شمرد که سوء ظن های دیگری را در مورد محققین مطرح می نماید. به عنوان مثال، به نظر می رسد طرح فرستنده ی بل به صورت عجولانه و شتابان در حاشیه ی پتنت او نوشته شده است؛ بل در مورد نشان دادن دستگاهش به همراه پرزنت گری عصبانی و ناراحت بوده است؛ بل در مقابل تصدیق این موضوع در دادگاه 1878 که برای بررسی این موضوع تشکیل شده بود مخالفت می کرد؛ و بل، گویا به علت شرمساری، به سرعت از حق انحصار تلفن که تحت نام او بود دوری کرد. شاید آموزنده ترین درس وقتی است که شولمن این موضوع را بررسی می کند که چرا تاریخ از بل طرفداری کرد و نه گری - و همچنین نه از مخترع آلمانی فیلیپ ریس، که با تلفن های متعلق به دهه ی 1860 خود که از اصول دیگری استفاده می کردند، بر هر دو آنها غلبه می کرد. شاید ساده ترین دلیل این باشد که این بل بود و نه گری که یک تلفن واقعی را به نمایش گذاشت که صحبت را انتقال می داد. گری به جای این کار بر روی یکی از چالش های ارتباطی مهم زمان خود پرداخت، اینکه چگونه می توان چند پیغام را بطور همزمان از طریق یک سیم تلگراف فرستاد. همانگونه که خود گری با تلخی به وکیل خود گفت، " من باید شاهد این باشم که بل با دستگاه خود آن کار را انجام دهد."
اختراع تلفن سال هاست که به داستانی افسانه ای تبدیل شده است. اگر از مخترع آلمانی، فیلیپ ریس بگذریم، به مخترع ایتالیائی، آنتونیو سانتی گیئوسپ مئوچی، می رسیم که چند سالی قبل از بل موفق به ساخت دستگاهی شد که می توانست صدا را تا فاصله ی کمی ارسال نماید. مئوچی بر روی روش هائی کار می کرد تا بتواند بیماری ها را از طریق شک های الکتریکی درمان کند و در این بین دریافت که صدا می تواند از طریق سیم مسی انتقال یابد. هنگامی که همسر وی فلج شد، سیستمی را درست کرد که اتاق خواب او را به کارگاه خود متصل نماید. مئوچی نمونه ای از این دستگاه را در سال 1871 ساخت و سه سال بعد مقاله ای در مورد این اختراع به نگارش درآورد. به علت مشکلات مالی تنها توانست یک ثبت اختراع یک ساله بگیرد اما هیچگاه نتوانست از پس هزینه ی تجدید آن برآید و همین امر موجب شد تا جایگاه تاریخی خود را از دست دهد. دو سال بعد، بل که در آزمایشگاهی با مئوچی شریک بود، توانست اختراع خود را ثبت کند. صبح روز 14 ام فوریه 1876 الیشا گری درخواست ثبت موقت اختراع یک تلفن با استفاده از یک میکروفن مایع را ارائه کرد. صبح همان روز وکیل گراهام بل درخواست ثبت اختراع تلفن را ارائه نمود.
البته گری بعدها سعی کرد تا حق خود را باز پس گیرد اما پس از دو سال چالش حقوق این اختراع به بل رسید. البته با این وجود باز هم حق ثبت بل مجادله آمیز است چرا که شایعاتی (و با توجه به خبر بالا مستنداتی) وجود دارد که مسئول اداره ی ثبت اختراع به بل اجازه داده بود تا سند ثبت موقت گری را مشاهده کند و احتمالا این اجازه را به بل یا وکیل او داده بود تا دست نوشته ای در حاشیه ی درخواست خود بنویسند که طرح جایگزینی را توصیف می کرد که درست مانند طرح میکروفن مایع گری بود که به طرح بل افزوده شده بود در حالی که بر روی آن کاری انجام نداده بود. در اغلب مناطق اروپا، مئوچی رسما به عنوان مخترع تلفن شناخته می شود. در ماه ژوئن 2002 کنگره ی امریکا یک لایحه ی نمادین را تصویب نمود که در آن رسما مئوچی را به عنوان مخترع پیشرو تلفن معرفی می کرد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حافظ مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد ... نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالی ... که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:38 توسط تاریخ دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
مالاريا احتمالاَ بيماري قبل از پيدايش انسان است. منشاء احتمالي مالاريا بايد قاره آفريقا باشد و با مهاجرت انسان در طي دوران نوسنگي به اروپا و آسيا ( خاورميانه ، هند ، چين ) انتشار يافته است. انتشار اين بيماري به آمريكاي مركزي و جنوبي احتمالاَ از آسيا در هزارة اول ميلادي بوده است. نحوة ورود مالاريا به جزاير كارائيب هنوز نامشخص بوده و حدس بر اين است كه يا از طريق آمريكا بوده يا از طريق برده ها به آنجا برده شده است. مالاريا يكي از قديمي ترين بيماري شناخته شده انساني بوده، يك نشانگان دوره اي كه با تب و لرز همراه مي باشد و احتمالاً توصيف مالاريا مي باشد در ادبيات قديمي چين ، سال 700 ق. م.، و در ورقهاي پاپيروس، سال 1570 ق. م.، شرح داده شده است. همچنين مالاريا در نوشته هاي قديمي به زبان سانسكريت، قرن 5 ق. م. در آسيا و چين شرح داده شده است. بقراط(Hippocrates) پزشك يوناني در قرن پنجم قبل از ميلاد به رابطه تب هاي متناوب با مرداب ها اشاره نموده و علائم مالاريا نظير بزرگي طحال را شرح داده است. تب ها بوسيله سقراط(Socrates) فيلسوف يوناني، قرن 4 ق. م.، به انواع مداوم، روزانه، سه گانه و چهارگانه تقسيم شدند و عامل سه نوع آخر مالاريا دانسته شد. در بررسيهاي تاريخي علت شكست ارتش آتن در محاصره بندر سيسيليان سيراكوس، سال 413 ق. م.، و علت مرگ اسكندر مقدوني(Alexandre) در سن 32 سالگي، سال 323 ق. م.، را بيماري مالاريا مي دانند.
نام مالاريا از دو لغت ايتاليايي " Malo " به معني بد و "Aria " به معني هوا گرفته شده است. به دليل اينكه رم (Rome) در زمانهاي قديم شهري بوده كه توسط زمينهاي باتلاقي احاطه مي شده است و انتقال مالاريا در اطراف اين شهر را كه به سبب ايجاد محل مناسب براي رشد پشه ها فراهم شده بود ناشي از هواي فاسد بر روي آب راكد مي دانستند، لغت مالاريا به معني آب و هواي بد به اين بيماري اطلاق شد. بدنبال تحقيقاتي كه در زمينه شناخت مالاريا در طي ساليان متمادي انجام شد سرانجام در سال 1880، پلاسموديوم مالاريه بوسيله لاوران (Laveran) شرح داده شد. در سال 1890 پلاسموديوم ويواكس توسط گراسي و فلتي (Grassi & Feletti) نامگذاري شد. در سال 1897 پلاسموديوم فالسيپارم توسط ولچ (Welch) و در سال 1922 پلاسموديوم اووال توسط استفنس (Stephens) توصيف شدند. رونالد راس(Ronald Ross) بدنبال تحقيقاتي كه به پيشنهاد سرپاتريك مانسون در سكندرآباد و كلكته هندوستان انجام داد توانست در سال 1897 اسپوروگوني يك گونه پلاسموديوم بنام پلاسموديوم رليكتوم (Plasmodium Relictum) كه در پرندگان وجود داشت را در پشه كولكس كشف و گزارش دهد و به اين طريق توانست انتقال مالاريا توسط پشه ها را اثبات كند. اثباتي كه منجر به دريافت جايزه نوبل در سال 1902 گرديد ، گرچه ايدة انتقال مالاريا توسط پشه ها قبلاَ توسط ديگران بخصوص توسط پزشك رومي ، لانسيني، در سال 1717 و آلبرت كينگ در سال 1882 پيشنهاد شده بود. در همان زمان گراسي (Grassi) و همكاران چرخه جنسي مشابهي را در پلاسموديوم فالسيپارم و در پشه آنوفل گزارش دادند و پشه آنوفل را بعنوان پشه ناقل شناسايي كردند. چرخه خارج اريتروسيتي (Exoerythrocytic cycle) مالاريا در انسان در سال 1948 بوسيله Shortt و همكاران شناسايي شد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حافظ عکس روی تو چو در آینه جام افتاد ... عارف از خنده می در طمع جام افتاد حسن رو تو به یک جلوه که در آینه کرد ...این همه نقش در آینه اوهام افتاد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 14:17 توسط تاریخ دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
جنگ جهاني دوم قربانيان زيادي داشت كه از جمله آنان، كودكان و زنان بودند. وضعيت فاجعهبار كودكان و فكر حمايت از آنها و جلوگيري از تكرار چنين وضعيتي، منجر به اين شد كه مجمع عمومي در دسامبر 1946 به توصيه شوراي اقتصادي و اجتماعي، صندوق بينالمللي سازمان ملل متحد را جهت حمايت از كودكان در اروپا و چين و كشورهايي كه درگير جنگ شده بودند تأسيس نمايد. با گذشت چند سال، در دسامبر 1950 بنا به تصميم مجمع عمومي، مأموريت صندوق به سوي ارائه كمكهاي لازم، براي كودكان كشورهاي در حال توسعه تغيير جهت داد. در نهايت در اكتبر 1953 مجمع عمومي برآن شد تا اين سازمان را به عنوان «ركن دائمي» نظام ملل متحد قرار دهد. در همين راستا، نام آن را به «صندوق كودكان ملل متحد» تغيير داد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حافظ :
سحر بلبل حکایت با صبا کرد ۰۰۰۰ که عشق روی گل با ما چه ها کرد از آن رنگ رخم خون در دل افتاد ۰۰۰۰ وز آن گلشن به خارم مبتلا شد
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 15:23 توسط تاریخ دوست
|
|
||
|
|
|
|
|
نام : لئو نیکلایویچ تالستوی (کنت لئو تالستوی) تاریخ تولد : 9 سپتامبر 1828 م زادگاه : دهکده «یاسنایاپالینا» واقع در شهر تولا تاریخ فوت : 7 نوامبر 1910 محل خاکسپاری : جنگل مسقط الراس گزیده ای از آثار : جنگ و صلح ، آناکارنینا ، قزاقها ، رستاخیز ، ابلیس و ... لئو نیکولایویچ تالستوی در 9 سپتامبر 1828م در دهکده یاسنایاپالینا واقع در شهر تولا به دنیا آمد. او به زبان های انگلیسی ، فرانسه آلمانی و ایتالیایی مسلط بود. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و تربیت او به یکی از اقوام دورش محول شد. در سال 1844 وارد دانشگاه غازان شد و در سال 1847 پیش از اتمام، تحصیلاتش را رها کرد و به زادگاهش برگشت وبیشتر وقت خود را به مطالعه اختصاص داد. در سال 1852 داوطلبانه به قفقاز رفت و در جنگهای این منطقه شرکت جست . تالستوی داستانهای کودکانه ، دوران جوانی و برخی از داستان های دیگرش را درباره حوادث جنگی قفقاز نوشت و در همان جا شروع به نوشتن داستان قفقازها کرد . در همین سال نکراسوف شاعر معروف روسی داستان کودکی وی رادر مجله خود - معاصر- منتشر کرد. انتشار این داستان باعث شهرت تالستوی شد و داستان های دیگرش شهرت او را تثبیت کردند . تالستوی پس از بازگشت از قفقاز به ارتش دونای انتقال یافت و برای شرکت در دفاع از سواستوپول به کریمه رفت و تاثرات خود از محاصره سواستوپول را در سه داستان به نام حکایات سواستوپول نوشت . پس از سقوط شهر به پترزبورگ رفت و در آنجا با نویسندگان بزرگ آن زمان روس آشنا شد. تالستوی در اواخر سال1856 از خدمت استعفا داد و پس از دو ماه به کشورهای فرانسه ، سوییس ، آلمان و ایتالیا سفر کرد. پس از مراجعت ،زمانی در مسقط الراس و زمانی در مسکو به سر برد. در 1859 در محل تولد خود مدرسه ای برای تعلیم و تعلم روستاییان افتتاح کرد . در 1869دوباره به اتفاق خواهرش به اروپای مرکزی سفر کرد.در این سفر بیشتر به وضع تعلیم و تربیت در مدارس فرانسه ، آلمان ، ایتالیا ، بلژیک و انگلستان پرداخت. در سپتامبر 1863با سوفیا اندره یونا ازدواج کرد. او در اواخر همین سال شروع به نوشتن بزرگترین اثر ادبی خود ، یعنی «جنگ و صلح» کرد. در سپتامبر 1881 با خانواده اش به مسکو رفت و به تعلیم و تربیت جوانان پرداخت. در فاصله سال های 1880 تا 1890سه اثر ادبی نوشت. در سال های آخر زندگی با کوشش خستگی ناپذیری کار می کرد و با وجود بیماری که از سال 1901 بر او عارض شده بود از لحاظ روحی قوی بود. تالستوی در هفتم نوامبر 1910 زندگی را بدرود گفت. او را در جنگل مسقط الراس ،در محلی که در هنگام حیات نشان داده بود ، دفن کردند. از آثار او می توان به:جنگ و صلح ، آناکارنینا ، کودکی نوجوانی جوانی ، سرگیوس پیر ، قزاقها ، پولیکوشها ، چه باید کرد ؟ ، اعترافنامه ؛ آهنگ کروئیستر ، ابلیس ، رستاخیز ، مرگ ایوانویچ ، حاجی مراد و ... اشاره کرد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حافظ : چنان پر شد فضای سینه از دوست...که فکر خویش گم شد از ضمیرم قدح پرکن که من در دولت عشق ... جوان بخت جهانم گرچه پیرم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 15:25 توسط تاریخ دوست
|
|
||