تبليغاتX
world history زندگی بوم نقاشی بزرگی است و باید تا آنجا که می توانی روی آن رنگ بریزید - دنی . کی world history از زندگی خود لذت ببر بی آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید - کندروسه world history حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرینی دارد - گاندی world history world history
***گزیده ای از تاریخ ملل جهان، سازمان ها، اکتشافات، جنگ ها و...***
 

يلدا شب تولد مهر است

شب نشانه تاريكی اهريمنی و روز نشانه روشنی ايزدی است. چون شب يلدا بلند‌ترين شب سال است كه پس از آن روزها بلند می‌شود و روشنی بر تاريكی چيره می‌گردد. از اين رو شب آغاز زمستان را زادشب ايزد فروغ پنداشته‌اند كه پس از چند هزار سال هنوز آريايی‌ها آنرا جشن می‌گيرند. در ايران به نام شب يلدا و در نزد عيسويان اين شب به زاد شب حضرت مسيح نام گرفته است.


 

 ايرانيان باستان می‌پنداشتند كه "بغ مهر" در كوه البرز در يك غار از فروغ زاده شده است، چون از برخورد دو سنگ آذری سخت به همديگر آذرخش می‌جهد، از اين رو پيدايش مهر را هم چنين می‌پنداشتند كه مهر هم مانند آذرخش از دل سنگ برون جسته است پس نبايد پنداشت كه مهر از سنگ زائيده شده ،بلكه زاده فروغ است و به جهان آمدنش چنين است.

ايرانيان باستان شب يلدا را زاد شب مهر می‌پنداشتند‏، يلدا ، واژه سريانی و به معنی تولد است با آنكه از تاريكی شب يلدا سخن زياد گفته شده است، اما هر شب يلدايی تاريك نيست.

تاريكی و روشنايی شب يلدا بستگی به گردش ماه‌های قمری در ماه‌های خورشيدی دارد. شب نشانه تاريكی اهريمنی و روز نشانه روشنی ايزدی است. چون شب يلدا بلند‌ترين شب سال است كه پس از آن روزها بلند می‌شود و روشنی بر تاريكی چيره می‌گردد. از اين رو شب آغاز زمستان را زادشب ايزد فروغ پنداشته‌اند كه پس از چند هزار سال هنوز آريايی‌ها آنرا جشن می‌گيرند. در ايران به نام شب يلدا و در نزد عيسويان اين شب به زاد شب حضرت مسيح (ع) نام گرفته است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:37  توسط تاریخ دوست  | 

   نوشته زیر اطلاعات خواندنی ای در مورد نحوه مرگ آدولف هیتلر

رهبر حزب نازی آلمان می باشد . او که بعد از مرگش هنوز هم در

جهان  موافقان و مخالفانش بی شمارند. مشتاق نظرهای شما در

مورد او هستم. قسمتی از این مقاله را درصفحه اصلی قرار دادم و

باقی را می توانید در ادامه مطلب مطالعه کنید.

                                         

                                   <<های هیتلر>>  

 

 

جالب‌ است‌ بدانيد كه‌ امروزه‌ در آلمان‌ كنوني‌حداقل‌ سيصد خيابان‌، نامش‌ اشتوفنبرگ‌ است‌صحبت‌ از «كلوزن‌ اشتوفنبرگ‌» يك‌ افسر آلماني‌نازي‌ در كوران‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ است‌ كه‌ در يك‌خانواده‌ اشرافي‌ آلماني‌ در 15 نوامبر 1907 در«جتينگن‌» آلمان‌ به‌ دنيا آمد. در سنين‌ نوجواني‌وارد ارتش‌ آلمان‌ شد و در سال‌ 1928 به‌ درجه‌افسري‌ رسيد. او از افراد شايسته‌، معتبر و معتمد درارتش‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ كه‌ در آن‌ سال‌ها يك‌ افسرقابل‌اعتماد در چشم‌ «آدولف‌ هيتلر» رهبرفاشيست‌ آن‌ سال‌هاي‌ آلمان‌ بود. اشتوفنبرگ‌مدارج‌ ترقي‌ را تا آنجا پيمود كه‌ در سال‌ 1944به‌ درجه‌ كلنلي‌ (سرهنگي‌) نائل‌ شد.او از آن‌ دسته‌ افسران‌ نازي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌كه‌ با ادامه‌ جنگ‌، دچار عذاب‌ وجدان‌ شد و به‌اعمال‌ كثيف‌، ددمنشانه‌ و وحشيانه‌ ارتش‌ نازي‌ پي‌برد.  در سال‌ 1942 كه‌ هيتلر توسط سران‌ هوايي‌كشورش‌ در دام‌ يك‌ ترور افتاد، اشتوفنبرگ‌ بامجروح‌ كردن‌ خودش‌، جان‌ رهبر آلمان‌ را نجات‌داد و به‌ همين‌ خاطر پس‌ از آن‌ ماجرا با هيتلرارتباط نزديك‌ پيدا كرد و در دفتر او رفت‌وآمدداشت‌.  اما بين‌ سال‌هاي‌ 42 تا 44 بارها به‌ فكر ترورهيتلر افتاد. او به‌ نزديكانش‌ مي‌گفت‌: پيش‌ از اين‌كه‌ خداوند هيتلر را مجازات‌ كند، مي‌خواهدخودش‌ هيتلر را به‌ سزاي‌ اعمالش‌ برساند تاوجدانش‌ آسوده‌ شود. او در آن‌ اواخر، از هيتلربه‌ عنوان‌ شيطان‌ ياد مي‌كرد.اشتوفنبرگ‌ ابتدا اين‌ تصميم‌ را گرفت‌ تا دريكي‌ از روزهاي‌ 11 و 15 جولاي‌ سال‌ 1944،هيتلر را ترور كند; آن‌ هم‌ در محلي‌ به‌ نام‌رستنبرگ‌. اما طرح‌ريزي‌ اين‌ ترور، ناكام‌ از آب‌درآمد.پس‌ تصميم‌ ديگري‌ گرفت‌ و در 20 جولاي‌سال‌ 1944 به‌ رستنبرگ‌ سفر كرد و با تعدادي‌ ازسران‌ ارتش‌، نقشه‌ يك‌ كودتا را كشيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:6  توسط تاریخ دوست  |