تاقبل از کاوش های باستان شناسی ومطالعات داروین اکثر مردم براین عقیده بودندکه مبحث تکوین درفصل اول کتاب مقدس آمده است وبراساس گفتمان وحیانی میتوان به چگونگی جهان پی برد.آغاز وانجام جهان دارای منشاء ماورای طبیعی بوده وزمان خلقت جهان به کمترازچندهزار سال قبل برمیگردد.خداوندجهان رادرطی شش روز به وجودآوردودرروز هفتم نیزآدم وحوارا آفرید.بعضی هاتاریخی درحدود 3700ق- م راپیشنهاد کرده بودنددرحالیکه پاپ کلمنت هشتم تاریخی درحدود5199 ق- م راپیشنهاد نمود.
دراواخرقرن هفدهم آرفشیوب جیمزاوسر(آشر) به این نتیجه رسید که درشب قبل از23 اکتبر 4004 ق- م خلق شد.چنین تاریخ گذاری که براساس شجره نامه تورات استخراج شد تاریخ جهان را درحدود 6000 هزارسال براورد نمود.ایده های آشر به صورت آمیزه ی دینی درآمده بود که بابازگشت وظهور مسیح جهان شاهد آخرین دوره ی هستی خواهد بود. خداانسان رادرباغ عدن خلق وانسان از خاور میانه به سایر نقاط جهان مهاجرت کرد.دومین مرحله ی تحولی نیزبعد از طوفان نوح بوقوع پیوست.لذا خاورمیانه به عنوان مرکزومحور تمدن جوامع بشری محسوب گردید .جایی که مذاهب بزرگ مانندمسیحیت ،یهودیت واسلام در آنجا تولدیافتند.براین اساس دانشمندان سعی نمودند تاتاریخ اروپای غربی وشمالی راباتاریخ مکتوب خاورمیانه مرتبط نمایند.
مقارن باقرن هجدهم پژوهش گران سعی نمودند که پیشرفت جوامع انسانی وبخصوص دوران پیش ازتاریخ رادربسترزمان مورد مطالعه قرار بدهند ومشخص نمایند که انسان چگونه سیرومسیرتکامل وپیشرفت راطی نمود.کشف استخوان وبقایای انسانی بهمراه ابزارهای سنگی واستخوانی حیوانات دربین لایه های طبیعی قالب بندی انجیل رازیرسئوال برده ودانشمندان به آرامی ایده زمان نگاری کتب مقدس رابه دیده ی تردیدنگریستند.
دراین میان مطالعات زمین شناسی ازاهمیت بسیارزیاد برخوردارگشت.
یک چنین مطالعاتی آغازی برشکاف ودوگانگی نظریه های کتب مقدس درباره ی منشا زمین ،انسان ودیگر موجودات زنده گردید.بین سالهای 1830و 1833 زمین شناس انگلیسی به نام چارلزدایل مجموعه کتابی تحت عنوان اصول زمین شناسی منتشر نمود که بیشترحاوی مشاهداتش درتپه ای به نام آتنادرسیسیل بود.
مطالعات وی دونتیجه ی مشخص داشت :
الف-خط بطلان برخلقت جهان در 4004 ق- م
ب- اینکه جهان یکباره خلق نشده وتکوین جهان روندتکاملی داشته است.
این شکاف باطرح نظریه انتخاب اصلح داروین به اوج رسید.
مورگان جوامع انسانی رابراساس ایده تکاملی به سه دوره وحشی گری،بربریت وتمدن تقسیم بندی کرد وهردوره بفازهای کوچکتری تقسیم بندی شد.
مراحل تکاملی جوامع انسانی هنری لوریس مورگان به قرارزیراست:
1) وحشی گری تحتانی :ازظهورانسان تاکشف آتش.
2) وحشی گری میانی: ازکشف آتش تاکشف تیر وکمان.
3) وحشی گری فوقانی:ازکشف تیرکمان تاکشف سفال.
4) بربریت تحتانی:ازکشف سفال تااهلی شدن حیوانات.
5) بربریت میانی: ازاهلی شدن حیوانات تاذوب آهن.
6) بربریت فوقانی: ازکشف آهن تااختراع علائم تصویری.
7) تمدن:اختراع خط واستفاده ازحروف الفبا.
براساس نظریه مورگان انسان زندگی خودراازپست ترین مرحله شروع کردوباگذشت زمان به درجه رفیع تمدن رسید.

یک یافته و توضیحی در این رابطه
هنوز بيست و پنج روز به كريسمس باقي مانده و خيابان ها به ويژه محلات مسيحي نشين پر است از انواع درخت كاج و وسايل زينتي و بابا نوئل وآدم هايي كه مشغول خريد رخت و لباس تازه و هديه براي اقوام و دوستانند. كودكان نيز سخت در پي جوراب هايي هستند كه زير درخت كاج يا كنار شومينه آويزان كنند به انتظار بابانوئل و كيسه پر هدايايش . واقعا بابانوئل اين موجود دوست داشتني و مهربان كه همه از كوچك و بزرگ دوستش دارند و با چشماني مشتاق در شب كريسمس انتظارش را مي كشند كيست؟ براي اينكه هم پاسخ اين سئوال را گرفته باشيم و هم در شادماني هموطنان مسيحي مان شريك پاي صحبت هاي پروفسور كلمنت كلارك مور نشستيم تا از پيدايش بابا نوئل سخن ها بشنويم.
بابانوئل كسي نيست جز سین نيكلاس اسقف كليساي ميرا.او در سال 255 در شهر پاتارا شهري در آسيا صغير (تر كيه امروزي) متولد شد و در 6 دسامبر 344 نيز در شهر ميرا در تركيه در گذشت.پيكرش توسط 62 از اهالي ميرا كه به صورت دزدكي به باري مهاجرت مي كردند در 25 آوريل 1087 به اين شهر برده شد. سن نيكلاس هشت گوزن به نام هاي: Dancer,Comet,Dasher,Prancer,Vixen,Cupid,Domder,Blitzen داشت كه با كمك آنها به مناطق گوناگون مي رفت و به كودكان به ومناسبت هاي مختلف هديه مي داد البته برخي نيز معتقدند اين كادوها تنها به بچه هاي خوب اختصاص داشت و در عوض كودكان بازيگوش از پري گيس سفيدي به نام befana كادو دريافت مي كردند البته اين افسانه اي است كه بيش از همه كودكان ايتالياي با آن آشنايند آنها صبح روز بعد از كريسمس به انتظار پري مي نشينند كه از او هديه بگيرند.
گفته مي شود در يكي از زمانهايي كه سين نيكلاس براي تبليغات دين مسيح به ايتاليا رفته بود متوجه شد كه يكي از نجيب زادگان شهر دچار فقر شده و هيچ پولي براي تامين هزينه عروسي سه دخترش كه قرار است با سه پسر پولدار شهر ازدواج كنند ندارد او تصميم مي گيرد كه به كمك گوزن هايش يك كوله پر از سكه هاي طلا را از كنار درز پنجره به داخل خانه ي آنها بيندازد شب اول ودوم با موفقيت كارش را انجام مي دهد ولي شب سوم با پنجره بسته مواجه مي شود و از طريق دود كش كوله را به خانه مرد فقير و دخترانش مي اندازد.
پس از مرگ وي در كشورهاي اروپاي به ويژه شهر بلژيك و هلند چند تن از كشيشان براي يادآوري خاطره سن نيكلاس سوار بر اسب يا قاطر سفيد شده و به بچه ها هديه مي دهند.
پس از مهاجرت هلندي ها به آمريكا و اقامت در محله اي در نيويورك اين سنت به آمريكا نيز برده شد.سن نيكلاس در آمريكا يه سانتا كلاوس santa Claus))
معروف است. اما اينكه چرا لباس بابانول به رنگ سفيد و قرمز است بايد به سال 1931 بر گرديم كه شركت كوكاكولا تصميم گرفت در آگهي هاي خود از بابانوئل محبوب ترين چهره بين كودكان و بزرگ سالان براي فروش بيشتر محصولات خود استفاده كند كوكاكولا همان لباسي كه امروز تمامي بابانوئل ها به تن مي كنند و با هشت گوزن خود به ديدن بچه هاي خوب مي روند و براي بابا نوئل تبليغاتي خود در نظر گرفته بود.