تبليغاتX
world history زندگی بوم نقاشی بزرگی است و باید تا آنجا که می توانی روی آن رنگ بریزید - دنی . کی world history از زندگی خود لذت ببر بی آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید - کندروسه world history حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرینی دارد - گاندی world history world history
world history
***گزیده ای از تاریخ ملل جهان، سازمان ها، اکتشافات، جنگ ها و...***
مالاریا
 

عامل مالاریا

 

مالاريا احتمالاَ بيماري قبل از پيدايش انسان است. منشاء احتمالي مالاريا بايد قاره آفريقا باشد و با مهاجرت انسان در طي دوران نوسنگي به اروپا و آسيا ( خاورميانه ، هند ، چين ) انتشار يافته است. انتشار اين بيماري به آمريكاي مركزي و جنوبي احتمالاَ از آسيا در هزارة اول ميلادي بوده است. نحوة ورود مالاريا به جزاير كارائيب هنوز نامشخص بوده و حدس بر اين است كه يا از طريق آمريكا بوده يا از طريق برده ها به آنجا برده شده است.

مالاريا يكي از قديمي ترين بيماري شناخته شده انساني بوده، يك نشانگان دوره اي كه با تب و لرز همراه مي باشد و احتمالاً توصيف مالاريا مي باشد در ادبيات قديمي چين ، سال 700 ق. م.، و در ورقهاي پاپيروس، سال 1570 ق. م.، شرح داده شده است. همچنين مالاريا در نوشته هاي قديمي به زبان سانسكريت، قرن 5 ق. م. در آسيا و چين شرح داده شده است.

بقراط(Hippocrates) پزشك يوناني در قرن پنجم قبل از ميلاد به رابطه تب هاي متناوب با  مرداب ها اشاره نموده و علائم مالاريا نظير بزرگي طحال را شرح داده است. تب ها بوسيله سقراط(Socrates) فيلسوف يوناني، قرن 4 ق. م.، به انواع مداوم، روزانه، سه گانه و چهارگانه تقسيم شدند و عامل سه نوع آخر مالاريا دانسته شد. در بررسيهاي تاريخي علت شكست ارتش آتن در محاصره بندر سيسيليان سيراكوس، سال 413 ق. م.، و علت مرگ اسكندر مقدوني(Alexandre) در سن 32 سالگي، سال 323 ق. م.، را بيماري مالاريا مي دانند.

شیوع مالاریا

 

 

نام مالاريا از دو لغت ايتاليايي " Malo " به معني بد و "Aria " به معني هوا گرفته شده است. به دليل اينكه رم (Rome) در زمانهاي قديم شهري بوده كه توسط زمينهاي باتلاقي احاطه مي شده است و انتقال مالاريا در اطراف اين شهر را كه به سبب ايجاد محل مناسب براي رشد پشه ها فراهم شده بود ناشي از هواي فاسد بر روي آب راكد مي دانستند، لغت مالاريا به معني آب و هواي بد به اين بيماري اطلاق شد.

بدنبال تحقيقاتي كه در زمينه شناخت مالاريا در طي ساليان متمادي انجام شد سرانجام در سال 1880، پلاسموديوم مالاريه بوسيله لاوران  (Laveran) شرح داده شد. در سال 1890 پلاسموديوم ويواكس توسط گراسي و فلتي (Grassi & Feletti)   نامگذاري شد. در سال 1897 پلاسموديوم فالسيپارم توسط ولچ  (Welch)  و در سال 1922 پلاسموديوم اووال توسط استفنس  (Stephens) توصيف شدند.

رونالد راس(Ronald Ross)  بدنبال تحقيقاتي كه به پيشنهاد سرپاتريك مانسون در سكندرآباد و كلكته هندوستان انجام داد توانست در سال 1897 اسپوروگوني يك گونه پلاسموديوم بنام پلاسموديوم رليكتوم (Plasmodium Relictum)  كه در پرندگان وجود داشت را در پشه كولكس كشف و گزارش دهد و به اين طريق توانست انتقال مالاريا توسط پشه ها را اثبات كند. اثباتي كه منجر به دريافت جايزه نوبل در سال 1902 گرديد ، گرچه ايدة انتقال مالاريا توسط پشه ها قبلاَ توسط ديگران بخصوص توسط پزشك رومي ، لانسيني، در سال 1717 و آلبرت كينگ در سال 1882 پيشنهاد شده بود.

در همان زمان گراسي (Grassi) و همكاران چرخه جنسي مشابهي را در پلاسموديوم فالسيپارم  و در پشه آنوفل گزارش دادند و پشه آنوفل را بعنوان پشه ناقل شناسايي كردند. چرخه خارج اريتروسيتي (Exoerythrocytic cycle)  مالاريا در انسان در سال 1948 بوسيله Shortt  و همكاران شناسايي شد .

مالاریا

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 حافظ

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد ... عارف از خنده می در طمع جام افتاد

حسن رو تو به یک جلوه که در آینه کرد ...این همه نقش در آینه اوهام افتاد

|+| نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 14:17  توسط تاریخ دوست  | 

یونیسف (صندوق کودکان ملل متحد) - UNICEF

 

 

جنگ جهاني دوم قربانيان زيادي داشت كه از جمله آنان، كودكان و زنان بودند. وضعيت فاجعه‌بار كودكان و فكر حمايت از آن‌ها و جلوگيري از تكرار چنين وضعيتي، منجر به اين شد كه مجمع عمومي در دسامبر 1946 به توصيه شوراي اقتصادي و اجتماعي، صندوق بين‌المللي سازمان ملل متحد را جهت حمايت از كودكان در اروپا و چين و كشورهايي كه درگير جنگ شده بودند تأسيس نمايد. با گذشت چند سال، در دسامبر 1950 بنا به تصميم مجمع عمومي، مأموريت صندوق به سوي ارائه كمك‌هاي لازم، براي كودكان كشورهاي در حال توسعه تغيير جهت داد. در نهايت در اكتبر 1953 مجمع عمومي برآن شد تا اين سازمان را به عنوان «ركن دائمي» نظام ملل متحد قرار دهد. در همين راستا، نام آن را به «صندوق كودكان ملل متحد» تغيير داد.


صندوق كودكان ملل متحد با توجه به مسئوليت ها و فعاليت‌هاي آن از بابت بقا، حمايت و ارتقاي جايگاه اجتماعي و آموزشي كودكان و زنان در سطح جهان، به ويژه كشورهاي كم توسعه و عقب‌مانده، در ميان اركان فرعي سازمان ملل متحد، از حيث فعاليت درحوزه توسعه انساني و پايدار جايگاه خاصي دارد.

ساختار سازماني يونيسف

يونيسف يكي از اركان دائمي سازمان ملل متحد است. لازم به يادآوري است كه سازمان ملل متحد علاوه بر شش ركن اصلي، داراي اركان فرعي متعددي است كه هريك از آن‌ها وابسته به يكي از اركان اصلي هستند. اين اركان فرعي كه عموماً شرايط لازم براي تبديل شدن به سازمان‌هاي تخصصي را دارند به دلايل سياسي كه ناشي از سياست و منافع قدرت‌هاي بزرگ است، تغيير وضعيت نيافته‌اند، علت مخالفت كشورهاي بزرگ، آزادي عمل و قدرت مستقلي خواهد بود كه اين سازمان‌ها به دست خواهند آورد و مشكلاتي كه اين آزادي مي‌تواند براي كشورهاي مذكور پديد آورد.
اركان فرعي به موجب قطع‌نامه‌هاي صادره از سوي مجمع عمومي تأسيس مي‌شوند، اين اركان تنها در صورتي ايجاد مي‌شوند كه اختيارات آن‌ها در چارچوب اختيارات صريح يا ضمني مجمع قرار گيرد. يونيسف به عنوان يك «آژانس عملياتي» از ساختاري برخوردار است كه مي‌تواند به صورت مستقل سياست‌هاي لازم را جهت اجرا تصويب نمايد. اين ساختار به دليل حضور كشورهاي كوچك و ضعيف و قدرت رأي آن‌ها، مورد رضايت كشورهاي قدرتمند نيست و مشكلاتي را در راستاي فعاليت‌هاي سازمان ايجاد مي‌كند.


 



يونيسف در ساختار سازماني خود داراي سه ركن است:
1) هيئت اجرايي؛ 2) دبيرخانه؛ 3) دفاتر منطقه‌اي.
هيأت اجرايي: اين ركن از نمايندگان 41 دولت عضو و با توجه به توزيع جغرافيايي و نمايندگي دولت‌هاي اصلي اهداكننده و دريافت‌كننده كمك تشكيل مي‌شود. انتخاب آن‌ها بر عهده شوراي اقتصادي و اجتماعي است و توزيع جغرافيايي اعضا تقريباً ثابت است.
دبيرخانه: يك مدير اجرايي به عنوان رييس دبيرخانه از سوي دبير كل سازمان ملل متحد و با مشورت هيئت اجرايي انتخاب مي‌شود. مدير اجرايي مسئول اداره و اجراي برنامه‌هاي هيئت اجرايي يونيسف است.
دفاتر منطقه‌اي: اين دفاتر به نهادهاي مختلف دولت‌هاي عضو در تدارك، اجرا و ارزيابي برنامه‌هايي كه يونيسف در اجراي آن همكاري دارد، ياري مي‌دهند. دفاتر منطقه‌اي يونيسف در مناطق زيرمستقر مي‌باشند: آسياي شرقي و پاكستان (بانكوك ـ تايلند)، آفريقاي شمالي و آسياي غربي (امان ـ اردن)، جنوب و آسياي مركزي (دهلي‌نو ـ هندوستان)، آفريقاي شرقي و جنوبي (نايروبي ـ كنيا)، آفريقاي مركزي و غربي (ابيجان ـ ساحل عاج)، كشورهاي آمريكايي و حوزه كارائيب (بوگوتا – كلمبيا).

جايگاه و اهميت يونيسف
براي درك اهميت يونيسف، فقط لازم است نگاهي به وضعيت كودكان در مناطق و كشورهاي مختلف، به ويژه كشورهاي جنگ‌زده بيندازيم. فقر، گرسنگي، بي‌سوادي، جنگ و ناامني، و بيماري‌هاي مختلف از جمله ايدز، در كشورهاي فقير آفريقا، آمريكاي لاتين و ناامني شديد در كشورهاي جنگ‌زده‌اي چون، بوسني، كوزوو، افغانستان، عراق، سودان، رواندا و اخيراً لبنان، به خوبي نشان مي‌دهد كه كودكان و زنان اولين قربانيان هستند.


از جنگ جهاني دوم تاكنون، به ويژه پس از پايان يافتن جنگ سرد، ميليون‌ها كودك و زن براثر مناقشه‌هاي قومي، مذهبي و داخلي و جنگ‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي، دچار رنج و محنت شده‌اند. وضعيت اسف‌باري كه در روندا، سودان، افغانستان، عراق و لبنان حاكم است و در بوسني و كوزوو حاكم بوده است، شرايطي را در جامعه جهاني به وجود آورده است كه برنامه و بودجه‌هاي بين‌المللي را خواستار است. اگر حمايت‌ها و اطلاع‌رساني سازمان‌هايي مانند يونيسف نباشد شرايط بدتر هم مي‌شود، اهميت و جايگاه يونيسف و ديگر سازمان‌هاي بين‌المللي فعال در اين حوزه، علاوه بر كمك‌هاي مستقيم، بررسي وضعيت و آگاه ساختن جامعة بين‌المللي از مناطق بحراني و خطرزا براي كودكان و زنان است.


كودكان به دليل آسيب‌پذيري بالا و عدم توانايي حفظ حيات خويش به تنهايي، در حوادث و جنگ‌ها اولين كساني هستند كه قرباني مي‌شوند. گذشته از اين، اگر كودكان، از شرايط آموزشي و بهداشتي مناسب دور بمانند و با وضعيت ناسالمي رشد كنند، در آينده مي‌توانند يكي از عوامل عقب‌ماندگي جوامع باشند. كودكاني كه با فقر، بي‌سوادي و سطح فرهنگي نامناسب رشد مي‌كنند، در آينده جامعه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه پتانسيل و فاكتورهاي انساني توسعه را ندارند. امروزه، توسعه صرفاً با منابع مالي و سرمايه‌اي يا علم و تكنولوژي پيشرفته به دست نمي‌آيد، بلكه نيروي انساني تحصيل‌كرده، سالم، متوازن و سازگار با توسعه هم نياز است. پيشرفت به افراد و انسان‌هايي نياز دارد كه فرهنگ و خصيصه‌هاي فرهنگي رشديافته و مدرني داشته باشند. مطمئناً با كودكاني كه در فقر، گرسنگي و جنگ بزرگ شده‌اند نمي‌توان چنين جوامعي را ساخت.


به عنوان مثال افغانستان، كشوري است كه علاوه بر فقر مالي و علمي، دچار فقر فرهنگي نيز هست، يعني اين كه بي‌سوادي و سطح پايين فرهنگي در افغانستان، جامعه‌اي را شكل داده است كه بنيادي‌ترين عامل توسعه، يعني نيروي انساني مناسب را ندارد. اين شرايط افغانستان، به دو سه دهه اخير بر مي‌گردد كه هيچ گاه شرايط خوبي براي آموزش و پرورش كودكان در افغانستان فراهم نشده است و فضاي مناسب براي توسعه و ارتقاي فرهنگي به دليل ناامني و جنگ از دست رفته است. يونيسف از طريق شبكه وسيع ميداني خود در كشورهاي در حال توسعه و عقب‌مانده، در قالب هدف‌هاي ملي توسعه، در زمينه بهداشت، تغذيه، آموزش و پرورش، محيط زيست، بهداشت محيط و آب، ارتقاي جايگاه اجتماعي و فرهنگي كودكان و زمان، رسيدگي به كودكان بي‌پناه و در معرض خطر ناامني جنسي، جلوگيري از گسترش بيماري‌هاي خاص مانند ايدز و حمايت از مبتلايان به اين گونه بيماري‌ها و آسيب‌ها و ديگر زمينه‌هاي واجد اهميت براي كودكان، برنامه‌هايي را با همكاري دولت‌ها، گروه‌هاي محلي و فعالان اجتماعي به اجرا در مي‌آورد.


 



يونيسف سعي مي‌كند برنامه‌هاي خود را از طريق مشاركت محلي و همكاري جويانه به پيش برد و به تفاوت‌هاي فرهنگي و زمينه‌هاي اجتماعي امور اهميت دهد. تشويق و حمايت از برنامه‌هاي ملي، منطقه‌اي و محلي از جمله راهبردهايي است كه يونيسف در پيش مي‌گيرد. تأكيد فعاليت‌ها بر برنامه‌هاي كم هزينه، مبتني بر جامعه محلي است كه در آن مردم و گروه‌هاي كوچك محلي، مشاركت دارند تا از آن طريق، توانايي‌ها و مهارت‌هايي را در حوزه‌هاي بهداشت، آموزش و فرهنگ كسب نمايند.


در حالي كه كمك به ايجاد امكانات ارائه خدمات مداوم به كودكان و مادران در كشورهاي كم‌توسعه، مسئوليت اصلي يونيسف را تشكيل مي‌دهد، اما اين سازمان به اقدام سريع در جهت برآوردن نيازهاي آنان در وضعيت‌هاي اضطراري نيز همت مي‌گمارد. فعاليت‌هاي يونيسف، كه با اداره امور انسان‌دوستانه، كارگزاري‌هاي ديگر سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي غيردولتي متعهد همكاري نزديك دارد، بر تدارك مراقبت‌هاي بهداشتي، تغذيه، تأمين آب سالم و بهداشت محيط، آموزش و پرورش پايه‌اي و بازتواني رواني كودكان رنجور از آسيب‌هاي روحي معطوف است. يونيسف در مواقع اضطراري با «صندوق برنامه اضطراري» و تخصيص منابع تا رسيدن كمك‌هاي تأمين‌شده از سوي كمك‌دهندگان، اقدام مي‌كند.

گستره اقدامات يونيسف
يونيسف به نوعي يك سازمان تخصصي است، يعني اين كه صرفاً در حوزة نيازهاي كودكان و مادران كه مرتبط با كودكان است فعاليت مي‌كند و سخنگو و حامي كودكان است و اجراي عهدنامه حقوق كودك (
Convention on the Rights of the Child) را ترويج مي‌كند.
يونيسف در راستاي حفظ حقوق اساسي و منزلت و ارزش كودكان بدون درنظر گرفتن رنگ، جنس، زبان، مذهب و نژاد به وجود آمده است. كودكان به دليل عدم رشد كامل بدني و فكري، نيازمند حمايت مي‌باشند. بدين خاطر، يونيسف بر اساس حقوق كودكان كه در اعلامية ژنو 1924 آمده، اعلاميه‌ جهاني حقوق بشر، كنوانسيون حقوق كودك (1989) و منشور سازماني خود، از همه سازمان‌ها و نهادهاي فعال در سطح جهان و مقامات ملي و محلي كمك مي‌گيرد تا از تضيع حق كودكان جلوگيري نمايد.


يونيسف با عنايت به مسئوليت‌هايش بر اساس اساس‌نامه‌اش، در اولين اقدام به دنبال بررسي وضع كودكان و مادران در جامعة جهاني، در حوزه‌هايي چون تغذيه، مسكن، بهداشت و خدمات پزشكي مي‌باشد. اين كه كودكان در نيازهاي اساسي چه شرايطي دارند؟ آيا امكان زيست و حيات دارند؟ متأسفانه بررسي‌ها و آمار يونيسف در اين موارد، حاكي از آن است كه شرايط زيستي كودكان، در برخي مناطق جهان فاجعه‌بار است و خيلي از كودكان به دليل عدم دسترسي به آب و غذاي مناسب و بيماري جهان خود را از دست مي‌‌دهند. البته لازم به يادآوري است كه آمارهاي يونيسف در اين حوزه، از اختلاف عميق و نابرابري‌هاي وحشتناك خبر مي‌دهد، به طوري كه كودكان در اروپا با چاقي و عوارض ناشي از مصرف بالاي مواد غذايي مواجه هستند؛ در صورتي كه در آفريقا، به ويژه كشورهايي چون كنگو و سودان، كودكان از حداقل نيازهاي غذايي محروم هستند و در شرايطي زندگي مي‌كنند كه هيچ گونه شباهتي به حيات انساني ندارد.


حوزة بعدي يونيسف به پرورش كودكان بر مي‌گردد: اين كه آن‌ها نيازمند محبت، سرپرستي والدين و فضاي خانواده سالم و امنيت اجتماعي هستند تا اين كه بتوانند در شرايط فرهنگي و اجتماعي مناسب پرورش يابند و انسان‌هاي مفيد و مؤثر باشند، اين كه كودكان با نهاد خانواده مي‌توانند پرورش بهتري بيابند، يكي از شعارهاي يونيسف است. البته يونيسف در اين مورد با فرهنگ‌هاي مختلف رو به رو است و سعي مي‌كند در فرآيندي كلي، برنامه‌هاي تشويقي و آگاه‌سازي جهاني را در باب اهميت نهاد خانواده در پرورش كودكان سالم پيش ببرد.


سازمان ملل متحد، سواد را آشنايي با اينترنت و حداقل يك زبان خارجي دانسته است. اگر كسي اين توانايي را نداشته باشد بي‌سواد است. فلذا يونيسف در مورد وضعيت آموزشي كودكان، به ويژه در كشورهاي فقير و جنگ‌زده، آمارهايي را ارائه مي‌دهد، اين كه جنگ، فقر و ناامني باعث مي‌گردد كودكان از تحصيل و آموزش دور بمانند. بررسي سطح سواد در كشورهاي مختلف در ميان كودكان كه بايد حداقل مدارج ابتدايي را طي كنند يكي از فعاليت‌هاي يونيسف است و همكاري با سازمان‌هاي ديگر از جمله يونسكو و سازمان‌هاي ملي و محلي در اين مورد از ديگر فعاليت‌هاي يونيسف است.
يكي ديگر از حوزه‌هاي فعاليت يونيسف بررسي وضعيت كودكان از حيث ظلم، تجاوز، شقاوت و مبادله است.

هر سال تعداد زيادي از كودكان در معرض خطرهاي مذكور قرار مي‌گيرند و مورد سوءاستفاده‌هاي جنسي، خريد و فروش و اذيت و آزار قرار مي‌گيرند. آسيب‌پذيري كودكان در اين موارد بسيار بالا است. سوءاستفاده جنسي و خريد و فروش كودكان به ويژه در اروپا و آمريكا افزايش يافته است، كودكان كشورهاي فقير دزديده يا خريده شده و براي سوءاستفاده جنسي يا خريد و فروش اعضاي بدن آن‌ها به كشورهاي ثروتمند منتقل مي‌شوند. اين مسئله ناشي از تنزل فرهنگي در جوامع و گسترش بي‌مسئوليتي در خانواده‌ها است. خطراتي كه كودكان قربانيان اصلي آن هستند. يونيسف گرچه در اين راستا نمي‌تواند كاري اساسي انجام دهد، اما هشدارها و آمارهايي ارائه مي‌دهد كه خطرات را گوشزد مي‌كند و دولت‌ها و نهادهاي بين‌المللي را به مبارزه با اين گونه آسيب‌ها فرا مي‌خواند و به نوعي به عنوان سخنگوي كودكان در معرض خطر عمل مي‌كند.


يونيسف اولويت‌هاي خود را براي كودكان را مطابق با آسيب‌پذيري آن‌ها تعيين مي‌كند. از اين رو، تقريباً تمام منابع آن در فقير‌ترين كشورهاي در حال توسعه هزينه مي‌شود و بيش‌ترين سهم به كودكان واقع در سال‌هاي قرين خطر ابتداي زندگي، يعني تا پنج سالگي، تعلق مي‌گيرد. هر سال نزديك به 14 ميليون كودك واقع در اين رده سني، به ويژه آسيب‌پذير بر اثر بيماري‌هاي عفوني و سوء تغذيه و شرايط غيربهداشتي از بين مي‌روند و ميليون‌ها كودك ديگر نيز به دليل فقر شديد، بيماري و فقدان آموزش و پرورش مناسب از رشد باز مي‌مانند.
يونيسف، با همكاري سازمان بهداشت جهاني، از برنامه ايمن‌سازي گسترش يافته‌اي كه هر سال به تخمين از مرگ بيش از 3 ميليون كودك و رنج غيرقابل وصف ناشي از ابتلاي به شش بيماري سرخك، فلج‌اطفال، سل، ديفتري، سياه سرفه و كزاز جلوگيري مي‌كند، پشتيباني به عمل مي‌آورد.


 



هر سال حدود يك ميليون كودك در سطح جهان با ويروس ايدز متولد مي‌شوند. يونيسف برنامه‌هاي آموزش ايدز را مورد پشتيباني قرار مي‌دهد و به خانواده‌ها و جوامعي كه با اين بيماري دست به گريبانند، كمك مي‌كند تا با آن مقابله كنند.
يونيسف برنامه‌هايي خاص در حمايت از مادران نيز دارد از جمله اين كه مسئولان و كاركنان مراقبت‌هاي بهداشت در كشورهاي درحال توسعه را به نحوي آموزش مي‌‌دهد كه آن‌ها درجهت تشويق مادران به اتخاذ نخستين، بهترين، ارزان‌ترين و طبيعي‌ترين روش در پرورش و حفاظت كودكان خود عمل كنند، يونيسف همچنين حمايت از تغذيه با شير مادر را در مراكز بهداشتي جوامع محلي و بيمارستان‌ها هدف قرار داده است.


يونيسف در سطح سياسي نيز فعال است و سعي مي‌كند با تشكيل كنفرانس‌هاي بين‌المللي، نيازهاي كودكان را در صدر دستور كار سياسي دنيا قرار دهد. يونيسف كشورها را تشويق مي‌كند و آن‌ها را ياري مي‌دهد تا برنامه‌هاي مرتبط با كودكان را در سطح ملي اجرا نمايند. اين سازمان همچنين از دولت‌ كشورهاي در حال توسعه مي‌خواهد كه بودجه خدمات اجتماعي پايه‌اي خود را افزايش دهند و خود نيز كمك‌هاي برابري را با بودجه ملي تخصيص مي‌دهد. هدف يونيسف حل ريشه‌اي محروميت‌ها و ارتقاي جايگاه كودكان در برنامه‌هاي سياسي،‌ اقتصادي و اجتماعي ملي است.


يونيسف به عنوان يكي از اركان‌ فرعي مجمع عمومي سازمان ملل متحد يك نهاد بين‌المللي است كه كودكان را تحت حمايت قرار مي‌دهد و به همين دليل با اكثر كشورهاي جهان همكاري دارد. اين سازمان به دليل ساختار سازماني خود، كم‌تر به قدرت‌هاي بزرگ وابسته است. همين ماهيت تقريباً مستقل يونيسف باعث گرديده است اعتبار مناسبي در سطح جهان بيابد. يونيسف به دليل اين كه بيش‌تر منابع‌ مالي خود را از كمك‌هاي داوطلبانه دريافت مي‌كند داراي محدوديت‌هايي نيز هست.

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

حافظ :

 

سحر بلبل حکایت با صبا کرد ۰۰۰۰ که عشق روی گل با ما چه ها کرد

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد  ۰۰۰۰  وز آن گلشن به خارم مبتلا شد

 

|+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 15:23  توسط تاریخ دوست  | 

زندگینامه لئو نیکلایویچ تالستوی

 لئو تولستوی 

نام : لئو نیکلایویچ  تالستوی (کنت لئو تالستوی)

تاریخ تولد : 9 سپتامبر 1828 م

زادگاه : دهکده  «یاسنایاپالینا» واقع در شهر تولا

تاریخ فوت : 7 نوامبر 1910

محل خاکسپاری : جنگل مسقط الراس

گزیده ای از آثار : جنگ و صلح ، آناکارنینا ، قزاقها ، رستاخیز ، ابلیس و ...

 

لئو نیکولایویچ تالستوی در 9 سپتامبر 1828م در دهکده یاسنایاپالینا واقع در شهر تولا به دنیا آمد. او به زبان های انگلیسی ، فرانسه آلمانی و ایتالیایی مسلط بود. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و تربیت او به یکی از اقوام دورش محول شد.

در سال  1844 وارد دانشگاه غازان شد   و در سال  1847  پیش از اتمام، تحصیلاتش را رها کرد و به زادگاهش برگشت وبیشتر وقت خود را به مطالعه اختصاص داد.

در  سال 1852 داوطلبانه  به قفقاز رفت  و در جنگهای  این  منطقه شرکت جست . تالستوی داستانهای کودکانه ، دوران جوانی و برخی از داستان های دیگرش را درباره حوادث جنگی قفقاز نوشت و در همان جا شروع به نوشتن داستان قفقازها کرد . در همین سال  نکراسوف شاعر معروف روسی داستان کودکی وی رادر مجله خود - معاصر- منتشر کرد. انتشار این داستان باعث شهرت تالستوی شد  و داستان های  دیگرش شهرت او را تثبیت کردند . تالستوی پس از  بازگشت  از  قفقاز به  ارتش دونای  انتقال یافت و  برای شرکت در دفاع از سواستوپول به کریمه رفت و  تاثرات  خود از  محاصره سواستوپول  را در سه داستان به نام حکایات سواستوپول نوشت . پس از سقوط  شهر به پترزبورگ  رفت و  در آنجا با نویسندگان بزرگ آن زمان روس آشنا شد.

تالستوی در اواخر سال1856 از خدمت استعفا داد  و  پس از دو  ماه به کشورهای فرانسه ، سوییس ، آلمان و ایتالیا سفر کرد. پس از مراجعت ،زمانی در مسقط الراس و زمانی در مسکو به سر برد. در 1859 در محل تولد خود مدرسه ای برای تعلیم و  تعلم روستاییان افتتاح کرد . در 1869دوباره به اتفاق خواهرش به اروپای مرکزی سفر کرد.در این سفر بیشتر به  وضع  تعلیم  و  تربیت در  مدارس فرانسه ، آلمان  ، ایتالیا ،  بلژیک و انگلستان پرداخت. در سپتامبر 1863با سوفیا اندره یونا ازدواج کرد. او در اواخر همین سال شروع به نوشتن بزرگترین اثر ادبی خود ، یعنی «جنگ و صلح» کرد.

 تولستوی

در سپتامبر 1881  با خانواده اش به  مسکو رفت و  به تعلیم و  تربیت جوانان پرداخت. در فاصله سال های 1880 تا 1890سه اثر ادبی نوشت. در  سال های آخر زندگی با کوشش  خستگی ناپذیری کار می کرد  و با وجود بیماری که از سال 1901 بر او  عارض شده بود از لحاظ روحی قوی بود. تالستوی در  هفتم نوامبر 1910 زندگی را بدرود گفت. او را در جنگل مسقط الراس ،در محلی که در هنگام حیات نشان داده بود ، دفن کردند.

از آثار او می توان به:جنگ و صلح ، آناکارنینا ، کودکی نوجوانی جوانی ، سرگیوس پیر ، قزاقها ، پولیکوشها ، چه باید کرد ؟ ، اعترافنامه ؛ آهنگ کروئیستر ، ابلیس ، رستاخیز ، مرگ  ایوانویچ ، حاجی مراد و ... اشاره کرد.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حافظ :

   چنان پر شد فضای سینه از دوست...که فکر خویش گم شد از ضمیرم

            قدح پرکن که من در دولت عشق ...  جوان بخت جهانم گرچه پیرم

|+| نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 15:25  توسط تاریخ دوست  | 

سال نو مبارک
هر روزتان نوروز             نوروزتان پیروز

 

سال نو مبارک

 

عیدتان مبارک

 

سفره هفت سین

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حافظ:

ساقیا جام میم ده که نگارنده عشق۰۰۰نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آنکه پر نقش زد این دایره مینایی۰۰۰ کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

|+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:4  توسط تاریخ دوست  |