كشور آمريكا براي اولين بار توسط اقوامي كه احتمالا آسيايي بوده و از طريق تنگه برينگ به اين سرزمين وارد شده بودند مسكون گرديد. اقوام مهاجر تركيبي از قبيله هاي آپاچي، آراپاهو، شاين، چيپوآ، كامنچي، هوپي و غيره بودند. آنان به تدريج با كشاورزي آشنا شدند و گروهي هم به شهر نشيني روي آوردند و به احداث شهرك هايي چون چاهوكيا در محلي نزديك شهر سنت لوييس امروزي كه جمعيت آن در سال 1000 ق.م برابر با 4000 تن بود پرداختند.
نخستين اروپايياني كه به آمريكا پاي نهادند وايكينگهاي دريانورد گروئنلندي بودند. بعد از سفر معروف كريستف كلمب در 1492 اسپانيايي ها ايستگاه هايي در سنت آگوستين، فلوريدا و سانتافه احداث كردند و تگزاس و كاليفرنيا را در نورديدند. بعد از اسپانيايي ها؛ انگليسي ها، فرانسوي ها و هلندي ها بودند كه سرتاسر آمريكا را پيمودند و در آن ايستگاه هايي ساختند.
در سال 1760 حدود 90000 تن برده افريقايي در آمريكا مشغول به كار بودند كه جمعيتشان دو برابر سفيد پوستان مهاجر بود. اكثر انگليسي ها كه به آمريكا مهاجرت كرده بودند افرادي بودند كه يا از نظر مذهبي تحت فشار بودند و يا از نظر مالي و سياسي. در 1733 جمعا 13 ايستگاه انگليسي در آمريكا به وجود آمده بود كه ساكنانش مشغول به كشاورزي، ماهيگيري و دادوستد بودند. در 1763 در پي جنگي كه بين انگليس و فرانسه رخ داد، ايستگاه هاي فرانسه در مي سي سي پي شرقي به انگليس و نواحي غربي به اسپانيا واگذار شد.
در سال 1775 شورش هايي بر عليه نيروهاي دولتي انگلستان برپا شد كه با حمايت فرانسه به عقد قرارداد 4 ژوئيه 1776 و استقلال آمريكا منجر شد. در سال 1789 جرج واشنگتون فرمانده ارتش آمريكا به عنوان اولين رئيس جمهور آمريكا انتخاب شد. در 1819 بر سر مالكيت فلوريدا بين آمريكا و اسپانيا جنگي رخ داد و در سال 1845 در پي نبرد با مكزيك سرزمين كاليفرنيا هم به آمريكا پيوست.
طي سال هاي 1861 تا 1865 جنگ هاي داخلي كه براي از بين بردن برده داري صورت گرفت، ايالات شمالي و جنوبي را رو به روي هم قرار داد تا اينكه آبراهام لينكلن كه در سال 1860 به رياست جمهوري رسيده بود پس از كشتن حدود يك ميليون تن برده داري را لغو كرد. طي سال هاي 1870 تا 1920 جمعيت آمريكا از 38 ميليون به 106 ميليون نفر رسيد و تعداد ايالات آن هم از 37 به 48 ايالت افزايش يافت. در پايان سده نوزدهم دو حزب جمهوري خواه و دموكرات تاسيس گرديد. سال هاي 1889 تا 1920 به مبارزه براي آزادي و حقوق زنان آمريكايي صرف گرديد. زماني كه جنگ جهاني اول در 1914 آغاز شد آمريكا ابتدا اعلام بي طرفي كرد ولي در 1917 به دولت هاي آلمان ، اتريش و عثماني اعلام جنگ داد. امريكا در 1920 به عضويت جامعه ملل در آمد. آمريكا بعد از جنگ با بحران اقتصادي موسوم به سقوط بزرگ وال استريت در سال 1929 مواجه شد. طي آن بانك هاي زيادي ورشكسته شدند و صنايع آمريكا آسيب بزرگي ديد و تعداد بيكاران به 11 ميليون تن رسيد.فرانكلين روزولت رييس جمهور سال هاي 1933 تا 1945 در كنترل بحران تلاش بسيار كرد و در حالي كه اروپا براي جنگ جهاني دوم آماده مي شد، كنگره آمريكا در سال 1935 بي طرفي آمريكا را تصويب كرد.
منبع: کتاب گیتاشناسی نوین کشورها
از موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی

خر ما از کرگی دم نداشت
|
ميگويند شهري بود كه به آن شهر بارون ميگفتند. در اين شهر هميشه جنجال و سر و صدا تمام نميشد و كسي جرأت نميكرد پا به آن شهر بگذارد. يك روز ملانصرالدين هواي شهر بارون كرد و گفت: ميخواهم به اين شهر بارون بروم تا ببينم چطور شهري است» رفت و وارد شهر شد. در بين راه كه ميرفت ديد يك نفر خرش با بار افتاده و به تنهايي نميتواند آن را از زمين بلند كند. وقتي ملا را ديد از او كمك طلبيد و گفت: «خرم با بار افتاده و نميتوانم آن را بلند كنم» ملا جلو رفت و دم خر را گرفت تا به كمك صاحبش آن خر را بلند كند. |
|

الهی!
در سر گریستنی دارم دراز!
ندانم که از حسرت گریم یا از ناز!
گریستن یتیم از حسرت است
و گریستن شمع بهره ناز
از ناز گریستن چون بود؟ این قصه ای است دراز

روز وصل دوستداران یاد باد***یاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت***بانگ نوش شاد خواران یاد باد