تبليغاتX
world history زندگی بوم نقاشی بزرگی است و باید تا آنجا که می توانی روی آن رنگ بریزید - دنی . کی world history از زندگی خود لذت ببر بی آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید - کندروسه world history حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرینی دارد - گاندی world history world history
***گزیده ای از تاریخ ملل جهان، سازمان ها، اکتشافات، جنگ ها و...***
                                     میگل دو سروانتس سآودرا

میگل دو سروانتس سآودرا در 1547م. در شهر آلکالا اسپانیا به دنیا آمد. پدرش پزشکی دوره گرد

بود و به همین دلیل میگل در بیشتر مسافرت ها با پدر همراه بود.  به مسافرت و شمشیرزنی علاقه

داشت. در 1571 در یک نبرد  دریایی شرکت کرد و  زخمی شد. درسال 1575 هنگام مراجعت به

اسپانیا به دست اعراب دستگیر و در الجزایر زندانی و سپس به عنوان غلام فروخته شد. پس از دو

بار فرار ناموفق ، بالاخره  براثر کوشش  پدر و مادر و همراهی بازرگانان مسیحی ساکن الجزیره

آزاد شد و به پرتغال رفت . در سال 1581 برای انجام ماموریتی به  اوران رفت و سپس در جنگل

های آزورس شرکت و دربازگشت ازدواج کرد. در سال 1587 شروع به نوشتن نمایشنامه کرد.در

این  ایام  شعر هم می سرود، ولی هیچ  یک با  استقبال روبه رو نشد. در سال 1584 رمان گالایتا

 موجب شهرتش شد. سروانتس در فاصله سال های 1590-1587 شغل های مختلفی را امتحان کرد

 تااینکه دوباره شروع به نوشتن نمود. با ناشری قرارداد بست، ولی این بار هم موفق نشد. ناچار به

سویل بازگشت و به عنوان مامور وصول مالیات شروع به کار کرد، اما در 1597 نا آشنایی با فن

 حسابداری از صندوق کم آورد و به زندان افتاد. در زندان قسمتی از شاهکار خود بنام دن کیشوت

را نوشت. این کتاب نخستین بار در سال 1605 چاپ شد و در همان ابتدا دراسپانیا و پرتغال از او

استقبال شد. او قسمت دوم دن کیشوت را پس از ده سال منتشر کرد. دن کیشوت در سال 1612 به

انگلیسی و در 1614 به فرانسه ترجمه و باعث شد سروانتس به اوج شهرت برسد.

سروانتس در 23 آوریل 1616 درگذشت.

                                     دن کیشوت

 

منبع : کتاب زندگینامه مشهورترین نویسندگان و شاعران

گرداورنده : زهرا رضایی

 

                                          

 

 يخش نگرفت
عبارت مثلي بالا كنايه از بدشانسي و بداقبالي است، يعني بخت ياري نكرد كه موفق شود و تصادفات روزگار مانع از آن شد كه به مقصود نايل آيد.

 

هر سال كه سرما و يخبندان حسابي مي شد كار و بار صاحب يخچال سكه بود زيرا يخش مي گرفت و سود سرشاري عايدش مي گرديد و ليكن گاهي هم اتفاق مي افتاد كه در زمستان هوا به شدت سرد و يخبندان نمي شد و به اصطلاح يخش نمي گرفت.
بديهي است در چنين سالها علاوه بر آنكه مردم گرفتار بي يخي مي شدند صاحبان يخچالها هم كه به اميد و انتظار سرما و يخبندان نشسته بودند يك سال بيكار مي ماندند و از بهره برداري از مستغل خود كه همان يخچال بود محروم مي گشتند و غالباً متحمل خسارت و احياناً ورشكستگي مي شدند.

 

                           

 

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

                                         چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

                                 واه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 0:22  توسط تاریخ دوست  | 

 

اهورا مزدا در سخنان زرتشت «گاتاها»

 

ای خدای دانا ، با اندیشه ی نیک نزد تو می آیم ؛ مرا از راه راستی و درستی ، نیکی و بهره ی هر دو هستی ، تنی و مینوی ، را ارزانی دار  تا یارانم را به آسایش و آرامش برسانم .  (اهنود گات هات 2 )

 

        تصاویری دیدنی از ایران در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:21  توسط تاریخ دوست  |