تبليغاتX
world history زندگی بوم نقاشی بزرگی است و باید تا آنجا که می توانی روی آن رنگ بریزید - دنی . کی world history از زندگی خود لذت ببر بی آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید - کندروسه world history حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرینی دارد - گاندی world history world history
***گزیده ای از تاریخ ملل جهان، سازمان ها، اکتشافات، جنگ ها و...***
                                زیدان

زين‌الدين زيدان با نام كامل زين‌الدين يزيد زيدان فرزند دوم خانواده‌اي پنج نفره و الجزايري بود كه در بيست و سوم ژوئن 1973 در مارسي فرانسه متولد شد. پدر او براساس نوشته‌هاي مطبوعات الجزاير يك آزادي‌خواه مبارز با استعمار فرانسه بود، هرچند كه خود زيدان بعدها اين مساله را رد كرد و گفت: «پدرش هيچ‌گاه فعاليت‌هاي سياسي نداشته است.»

زين‌الدين از 12 سالگي فوتبال را در زمين‌هاي شهر كوچك كاستلان آغاز كرد و در 16 سالگي اولين قرارداد حرفه‌اي‌اش را با تيم كان فرانسه منعقد كرد. دو سال بعد او اولين گل ليگ خود در ليگ باشگاهي فرانسه را به ثمر رساند و سپس براي تمرين با تيم ملي اميد الجزاير به كشور مادري خود دعوت شد، زيدان به الجزاير رفت به اين اميد كه در تيم ملي بزرگسالان الجزاير بازي كند، اما عبدالحميد كرمالس، مربي وقت الجزاير او را به دليل «كند بودن» دعوت نكرد تا زيدان تمام افتخارات ممكن را با پيراهن آبي فرانسه كسب كند‌، او با تيم ملي فرانسه قهرمان جهان در جام جهاني 1998 و نايب قهرمان جهان در سال 2006 شد و هر دو بار هم به عنوان بهترين بازيكن جام‌ها انتخاب شد، وي در ردهء باشگاهي هم تمام افتخارات ممكن را به دست آورده (قهرمان جام باشگاه‌هاي اروپا، قهرمان جام باشگاه‌هاي جهان، قهرمان جام يوفا) و جدا از آن سه بار عنوان مرد سال فوتبال جهان را هم كسب كرده است.

زيدان تنها بازيكن فرانسوي در دو دههء اخير است كه موفق به كسب نشان «شواليه» از دولت كشورش شده است و اخيرائ گروه‌هايي از شهروندان پاريس هم خواسته‌اند تا خيابان تاريخي «شانزه‌ليزه» اين كشور به نام زين‌الدين زيدان «زي‌زو» نامگذاري شود. [زيدان يك فوق ستاره در فوتبال جهان محسوب مي‌شد، بازيكني كه گران‌قيمت‌ترين بازيكن جهان بود (با قراردادي به مبلغ 66 ميليون دلار) و بازيكني كه تسلط او بر توپ و حركات فانتزي اعجاب‌آورش (كه حالا در جهان به نام حركات زيداني شناخته مي‌شود) او را از  ساير بازيكنان جهان مجزا مي‌كرد

          زین الدین زیدان

، اما به هر حال زيدان در سال‌هاي اخير آرام‌آرام رو به تنزل داشت و فوتبال‌دوستان جهان هم تقريبائ در حال تمرين خداحافظي كردن با او بودند، اما فرانسه كه در خطر حذف در مرحلهء مقدماتي مسابقات قرار داشت از زيدان- و ساير بازيكنان نامدار اما پا به سن گذاشته، كه اعلام كرده بودند از تيم ملي كناره‌گيري مي‌‌كنند - خواست تا به تيم ملي بازگردد.
شايد حتي خود زيدان هم فكرش را نمي‌كرد كه بازگشت او و ساير تفنگداران پا به سن گذاشتهء فرانسه، تيمي را بسازد كه شايد شايسته‌ترين تيم (به همراه آرژانتين البته) براي فتح جام بود.
زيدان با هنر بازي فردي عالي خود و البته با قدرت رهبري‌اش فرانسه را از تيمي نااميد به تيمي متحد، جنگنده و هدفمند بدل كرد و البته نقطهء اوج اين چنين تيمي مي‌شد كه قهرماني جهان باشد، اما زيدان اين افتخار را خيلي قبل‌تر كسب كرده بود و شايد اخراجش از بازي پس از آن‌كه خونسردي خود را با زدن ضربهء پنالتي فوق‌العاده در آغاز  بازي به رخ كشيد غافلگيركننده‌ترين پاياني بود كه براي دوران حرفه‌اي «زي‌زو»  مي‌شد پيش‌بيني كرد.
زين‌الدين زيدان از ازدواجش با ورونيك، مدل اسپانيايي، چهار پسر به نام‌هاي انزو،لوكا، تئو و الياس دارد.

[عناوين و افتخاراتي كه زيدان به دست آورده است نشان مي‌دهد كه او در سال‌هاي اخير بي‌رقيب است.

با تيم ملي فرانسه:

- قهرمان جهان در جام‌جهاني 1998 و كسب عنوان بهترين بازيكن جام
- نايب قهرمان جهان در جام جهاني 2006 و كسب عنوان بهترين بازيكن جام
- قهرمان اروپا در جام ملت‌هاي اروپا در سال 2000 و كسب عنوان بهترين بازيكن جام

با تيم يوونتوس:

- قهرمان ليگ ايتاليا (سري A ( 1996، 1997 قهرمان جام حذفي ايتاليا: 1997، قهرمان
اروپا: 1996، قهرمان باشگاه‌هاي جهان: 1996

با تيم رئال مادريد:

-قهرمان ليگ اسپانيا (لاليگا) 2002، قهرمان جام حذفي اسپانيا: 2003، قهرمان اروپا: 2002،
قهرمان باشگاه‌هاي جهان: 2003

افتخارات شخصي

- مردسال فوتبال جهان در سال‌هاي 1998، 2000 و 2003
- مرد سال فوتبال اروپا و برنده توپ طلا: 1998
- بهترين بازيكن ليگ قهرمانان اروپا: 1997، 2001

                               زیدان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 حافظ

سینه ام زاتش دل در غم جانانه بسوخت

                                                            آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

                                                                   جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:36  توسط تاریخ دوست  | 

 لئو تولستوی 

نام : لئو نیکلایویچ  تالستوی (کنت لئو تالستوی)

تاریخ تولد : 9 سپتامبر 1828 م

زادگاه : دهکده  «یاسنایاپالینا» واقع در شهر تولا

تاریخ فوت : 7 نوامبر 1910

محل خاکسپاری : جنگل مسقط الراس

گزیده ای از آثار : جنگ و صلح ، آناکارنینا ، قزاقها ، رستاخیز ، ابلیس و ...

 

لئو نیکولایویچ تالستوی در 9 سپتامبر 1828م در دهکده یاسنایاپالینا واقع در شهر تولا به دنیا آمد. او به زبان های انگلیسی ، فرانسه آلمانی و ایتالیایی مسلط بود. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و تربیت او به یکی از اقوام دورش محول شد.

در سال  1844 وارد دانشگاه غازان شد   و در سال  1847  پیش از اتمام، تحصیلاتش را رها کرد و به زادگاهش برگشت وبیشتر وقت خود را به مطالعه اختصاص داد.

در  سال 1852 داوطلبانه  به قفقاز رفت  و در جنگهای  این  منطقه شرکت جست . تالستوی داستانهای کودکانه ، دوران جوانی و برخی از داستان های دیگرش را درباره حوادث جنگی قفقاز نوشت و در همان جا شروع به نوشتن داستان قفقازها کرد . در همین سال  نکراسوف شاعر معروف روسی داستان کودکی وی رادر مجله خود - معاصر- منتشر کرد. انتشار این داستان باعث شهرت تالستوی شد  و داستان های  دیگرش شهرت او را تثبیت کردند . تالستوی پس از  بازگشت  از  قفقاز به  ارتش دونای  انتقال یافت و  برای شرکت در دفاع از سواستوپول به کریمه رفت و  تاثرات  خود از  محاصره سواستوپول  را در سه داستان به نام حکایات سواستوپول نوشت . پس از سقوط  شهر به پترزبورگ  رفت و  در آنجا با نویسندگان بزرگ آن زمان روس آشنا شد.

تالستوی در اواخر سال1856 از خدمت استعفا داد  و  پس از دو  ماه به کشورهای فرانسه ، سوییس ، آلمان و ایتالیا سفر کرد. پس از مراجعت ،زمانی در مسقط الراس و زمانی در مسکو به سر برد. در 1859 در محل تولد خود مدرسه ای برای تعلیم و  تعلم روستاییان افتتاح کرد . در 1869دوباره به اتفاق خواهرش به اروپای مرکزی سفر کرد.در این سفر بیشتر به  وضع  تعلیم  و  تربیت در  مدارس فرانسه ، آلمان  ، ایتالیا ،  بلژیک و انگلستان پرداخت. در سپتامبر 1863با سوفیا اندره یونا ازدواج کرد. او در اواخر همین سال شروع به نوشتن بزرگترین اثر ادبی خود ، یعنی «جنگ و صلح» کرد.

 تولستوی

در سپتامبر 1881  با خانواده اش به  مسکو رفت و  به تعلیم و  تربیت جوانان پرداخت. در فاصله سال های 1880 تا 1890سه اثر ادبی نوشت. در  سال های آخر زندگی با کوشش  خستگی ناپذیری کار می کرد  و با وجود بیماری که از سال 1901 بر او  عارض شده بود از لحاظ روحی قوی بود. تالستوی در  هفتم نوامبر 1910 زندگی را بدرود گفت. او را در جنگل مسقط الراس ،در محلی که در هنگام حیات نشان داده بود ، دفن کردند.

از آثار او می توان به:جنگ و صلح ، آناکارنینا ، کودکی نوجوانی جوانی ، سرگیوس پیر ، قزاقها ، پولیکوشها ، چه باید کرد ؟ ، اعترافنامه ؛ آهنگ کروئیستر ، ابلیس ، رستاخیز ، مرگ  ایوانویچ ، حاجی مراد و ... اشاره کرد.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حافظ :

   چنان پر شد فضای سینه از دوست...که فکر خویش گم شد از ضمیرم

            قدح پرکن که من در دولت عشق ...  جوان بخت جهانم گرچه پیرم

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 15:25  توسط تاریخ دوست  | 

   نوشته زیر اطلاعات خواندنی ای در مورد نحوه مرگ آدولف هیتلر

رهبر حزب نازی آلمان می باشد . او که بعد از مرگش هنوز هم در

جهان  موافقان و مخالفانش بی شمارند. مشتاق نظرهای شما در

مورد او هستم. قسمتی از این مقاله را درصفحه اصلی قرار دادم و

باقی را می توانید در ادامه مطلب مطالعه کنید.

                                         

                                   <<های هیتلر>>  

 

 

جالب‌ است‌ بدانيد كه‌ امروزه‌ در آلمان‌ كنوني‌حداقل‌ سيصد خيابان‌، نامش‌ اشتوفنبرگ‌ است‌صحبت‌ از «كلوزن‌ اشتوفنبرگ‌» يك‌ افسر آلماني‌نازي‌ در كوران‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ است‌ كه‌ در يك‌خانواده‌ اشرافي‌ آلماني‌ در 15 نوامبر 1907 در«جتينگن‌» آلمان‌ به‌ دنيا آمد. در سنين‌ نوجواني‌وارد ارتش‌ آلمان‌ شد و در سال‌ 1928 به‌ درجه‌افسري‌ رسيد. او از افراد شايسته‌، معتبر و معتمد درارتش‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ كه‌ در آن‌ سال‌ها يك‌ افسرقابل‌اعتماد در چشم‌ «آدولف‌ هيتلر» رهبرفاشيست‌ آن‌ سال‌هاي‌ آلمان‌ بود. اشتوفنبرگ‌مدارج‌ ترقي‌ را تا آنجا پيمود كه‌ در سال‌ 1944به‌ درجه‌ كلنلي‌ (سرهنگي‌) نائل‌ شد.او از آن‌ دسته‌ افسران‌ نازي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌كه‌ با ادامه‌ جنگ‌، دچار عذاب‌ وجدان‌ شد و به‌اعمال‌ كثيف‌، ددمنشانه‌ و وحشيانه‌ ارتش‌ نازي‌ پي‌برد.  در سال‌ 1942 كه‌ هيتلر توسط سران‌ هوايي‌كشورش‌ در دام‌ يك‌ ترور افتاد، اشتوفنبرگ‌ بامجروح‌ كردن‌ خودش‌، جان‌ رهبر آلمان‌ را نجات‌داد و به‌ همين‌ خاطر پس‌ از آن‌ ماجرا با هيتلرارتباط نزديك‌ پيدا كرد و در دفتر او رفت‌وآمدداشت‌.  اما بين‌ سال‌هاي‌ 42 تا 44 بارها به‌ فكر ترورهيتلر افتاد. او به‌ نزديكانش‌ مي‌گفت‌: پيش‌ از اين‌كه‌ خداوند هيتلر را مجازات‌ كند، مي‌خواهدخودش‌ هيتلر را به‌ سزاي‌ اعمالش‌ برساند تاوجدانش‌ آسوده‌ شود. او در آن‌ اواخر، از هيتلربه‌ عنوان‌ شيطان‌ ياد مي‌كرد.اشتوفنبرگ‌ ابتدا اين‌ تصميم‌ را گرفت‌ تا دريكي‌ از روزهاي‌ 11 و 15 جولاي‌ سال‌ 1944،هيتلر را ترور كند; آن‌ هم‌ در محلي‌ به‌ نام‌رستنبرگ‌. اما طرح‌ريزي‌ اين‌ ترور، ناكام‌ از آب‌درآمد.پس‌ تصميم‌ ديگري‌ گرفت‌ و در 20 جولاي‌سال‌ 1944 به‌ رستنبرگ‌ سفر كرد و با تعدادي‌ ازسران‌ ارتش‌، نقشه‌ يك‌ كودتا را كشيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:6  توسط تاریخ دوست  | 

 

تولد

صدام حسین عبدالمجید تکریتی در ۸ اردیبهشت ۱۳۱۶ (۲۸ آوریل ۱۹۳۷) در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد.. او از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲ (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) که نیروهای ائتلاف به عراق حمله کردند رئیس جمهور عراق بود.مادرش او را صدام نام نهاد که در عربی به معنای فردی است که بسیار آسیب می‌رساند. او هیچ‌گاه پدر خود «عبدالمجید» که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده و یا فوت کرده بود را ندید. کمی بعد برادر دوازده ساله‌اش بر اثر بیماری سرطان مرد و مادر صدام را در آخرین ماه‌های حاملگی در اندوه فرو برد. او تلاش کرد جنین خود را سقط کرده و خود را بکشد. پس از تولد صدام از نگهداریش سر باز زد. صدام تا سه سالگی در خانوادهٔ دایی‌اش، خیرالله طلفاح به سر برد. مادرش، صبحه طلفاح المسلط بار دیگر ازدواج کرد و صدام دارای سه برادر ناتنی شد. پس از بازگشت صدام نزد مادر، ناپدریش رفتار خشنی با او داشت. او مرد شیادی بود و صدام را مجبور به دزدی مرغ و گوسفند می‌کرد. 

دوران جوانی

در ده سالگی از تکریت فرار کرده و به بغداد رفت تا با عمویش که یک سنی متعصب بود زندگی کند. بستگان تکریتی وی، بعدها تأثیرگذارترین و پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند. بنابر اظهارات خود صدام، او چیزهای زیادی از عمویش یاد گرفت، به ویژه اینکه هیچ‌گاه به دشمنانش پشت نکند حتی اگر تعداد و امکانات آنها بسیار بیشتر از امکانات او بود. او با راهنمایی عمویش به یک دبیرستان ملی‌گرا رفت. در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷) و در سن ۲۰ سالگی به حزب انقلابی و پان‌عربی بعث که عمویش هم از طرفداران آن بود پیوست.

احساسات انقلابی از بارزترین شاخصه‌های آن دوره در عراق و تمام خاورمیانه بود. طبقهٔ مستبد عراق (که شامل سلطنت‌طلبان محافظه‌کار، خانواده‌های مشهور و بازرگانان می‌شد) در حال فروپاشی بود. به علاوه، ملی‌گرایی پان‌عربی و مردمی جمال عبدالناصر در مصر، تأثیر ژرفی بر این بعثی جوان (حتا تا به امروز) گذاشت. ظهور ناصر پیش درآمد موج انقلاب‌هایی بود که در دهه‌های پنجاه و شصت میلادی در خاورمیانه رخ دادند و باعث سقوط نظام‌های سلطنتی کشورهای عراق، مصر و لیبی شدند. ناصر با انگلیس و فرانسه در افتاد، کانال سوئز را ملی اعلام کرد و تلاش کرد مصر را مدرنیزه و دنیای عرب را از نظر سیاسی با هم متحد سازد. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:28  توسط تاریخ دوست  |