انقلاب صنعتی در جهان غرب
عيب ماكوي پرنده و جني اين بود كه هر دو با دست كار مي كردند و پس از چند ساعت كار كه خستگي كارگران را فرا مي گرفت كارايي آن ها كاهش مي يافت. ماشين ريسندگي بعدي ماشين آركرايت بود كه با آب كار مي كرد ولي به دليل فضاي زيادي كه اشغال مي كرد ديگر در خانه ها كارايي نداشت.
در 1769 جيمز وات ، مهندس اسكاتلندي ماشين بخاري اختراع كرد كه مي توانست دستگاه هاي عظيم را به حركت وا دارد. او با اختراعش مشكل بزرگي را از سر راه توليدكنندگان كنار زد. اما مشكلي كه باقي بود اين بود كه هر ماشين بخار منحصر به فرد بود و اگر نيازي به تعمير داشت قطعه يدكي براي آن وجود نداشت . در 1797 هنري ماودزلي دستگاه تراشي با دقت يك هزارم اينچ اختراع كرد. دستگاه او مي توانست فلزها را براي تهيه قطعات يدكي تراش دهد.
در 1779 ساموئل كرامتن دستگاهي تلفيقي از دستگاه جني و دستگاه آبي اختراع كرد كه ميزان توليد نخ را به حد زيادي افزايش داد. تاحدي كه ديگر بافندگان توانايي رقابت با ريسندگان را نداشتند. هرچند كه در 1785 ادموند كارترايت با اختراع دستگاهي براي بافندگان توازن را دوباره برقرار كرد. افزايش توليد پارچه نياز بازار را رفع كرد، ولي كمبود پنبه كم كم تاثير خود را نمايان كرد و دوباره ميزان توليد كاهش يافت. توليد پنبه وقت زيادي را طلب مي كرد و در عين حال سود كمي هم در برداشت تا اينكه در 1793 الي ويتني امريكايي دستگاهي اختراع كرد كه پنبه را از داخل پنبه دانه به سرعت جدا مي كرد و به همين دليل مزارع زير كشت پنبه افزايش يافت.
در سده 1700 به خاطر طرح جنبش حصاركشي در انگلستان كشاورزاني كه مزارع كوچكي داشتند ديگر توانايي تامين مخارج و اداره زمين خود را نداشتند در نتيجه زمين هاي خود را به زمين داران بزرگ فروختند و بعضا به شهر ها مهاجرت كردند. نيروي كار فراوان ، ثروتمندان را تشويق به سرمايه گذاري در صنايع مي كرد و اينگونه اولين قدم هاي انقلاب صنعتي برداشته شد.
كمبود زغال سنگ مانعي بر سر راه برخي كشورهاي در حال توسعه اروپايي بود. با اينكه كشورهايي همچون انگلستان ، فرانسه ، بلژيك ، و آمريكا به سرعت در حال توسعه بودند اما بسياري از كشورهاي اروپايي هنوز هم به كشاورزي ادامه دادند و راه انگلستان و امريكا را پيش نگرفتند.
پس از انقلا ب صنعتي راه ها هنوز خاكي بود. افزايش توليد مسير هاي بهتري را براي انتقال كالا طلب مي كرد. راه هاي خاكي به خوبي امكان حمل و نقل را فراهم نمي كرد و در روزهاي باراني ديگر امكان عبور گاري از آنها وجود نداشت. در 1815 مك ادم مهندس اسكاتلندي پيشنهاد كرد سطح جاده ها را با سنگريزه بپوشانند. اين گونه راه ها را به افتخار مك ادم راه هاي مك ادمي نام نهادند. انگلستان در 1825 حدود 6400 كيلومتر از اين جاده ها داشت. هنوز هم جاده ها كشش عبور آن همه كالا را نداشت . در انگلستان توليد كنندگان از آب راه ها بهره مي گرفتند. اين راه هم ارزان تر بود و هم سريع تر.
حمل و نقل در اقيانوس اطلس را كه تنها راه ارتباطي بين اروپا و امريكا بود كشتي هاي بادي در دست داشتند تا آنكه يك امريكايي به نام رابرت فالتن ماشين بخار را در كشتي مورد استفاده قرار داد. در 1807 كشتي او كه كلرمونت نام داشت مسير بين دو شهر نيويورك و آلباني را از طريق رودخانه هادسن پيمود. در 1838 كشتي سيريوس انگليسي براي اولين با ماشين بخار اقيانوس اطلس را پيمود.
پس از موفقيت ماشين بخار در دريا اين بار خشكي بود كه از قدرت حركتي ماشين بخار بهره برد. مهندسي انگليسي به نام جرج استيفنسن لوكوموتيوي را اختراع كرد كه با موتور بخار روي خط آهن حركت مي كرد. قطاري در 1830 با سرعت 46 كيلومتر در ساعت چند واگن را از ليورپول به منچستر برد. راه آهن مورد پسند اروپاييان قرار گرفت تا آنجا كه در 1850 بيش از 32000 كيلومتر خط اهن در اروپا كشيده شد. راه آهن بسياري از مشكلات را حل كرد از حمل و نقل كالا تا حمل و نقل مسافر.
فقط 50 يا 60 سال طول كشيد تا بشر از اختراع جيمز وات حداكثر بهره را ببرد. ماشيني كه روزي فقط در كارخانه جات ريسندگي و بافندگي و مراكز صنعتي كاربرداشت طي سال هاي 1769 تا 1840 با قدرتش مشكلات حمل و نقل را طوري كاهش داد كه هم در دريا و هم در خشكي از آن استفاده كردند.
در 1825 نخستين قطار بين استاكتن و دارلينگتن انگلستان به حركت در آمد و پنج سال بعد دومين راه آهن بين ليورپول و منچستر كشيده شد.
كشورهاي در حال توسعه در كنار رشد توليد و بهبود وضعيت حمل و نقل به رشد ارتباطات احتياج داشتند. در 1837 ساموئل اف . ب . مورس تلگراف را اختراع كرد. در 1850 خط تلگرافي بين دوور انگليس و كاله فرانسه كشيده شد. خط تلگراف به زودي شهرهاي بزرگ اروپايي را به هم متصل كرد. در 1866 تلگراف از قاره اروپا پيش تر رفت و از طريق رشته هاي ضد آب قاره ها را به هم مرتبط كرد. شايد اختراع تلگراف اولين قدم براي تشكيل دهكده جهاني بود.
افسوس ، زماني كه كشورهاي اروپايي و آمريكايي در تكاپوي رشد و ترقي بودند پادشاهان ايراني مدام در جنگ قدرت بودند يا به عيش و نوش و خوش گذراني مشغول بودند.
الهی، رنجورم از بدی خود مرا ببخش به خوبی خود.